تبليغاتX
آبدانان از زاويه دوربين - آتش (والپيپر 7)

مجموعه عكس‌ها و مناظر آبدانان

تصوير استفاده شده در لوگوي وبلاگ مربوط به يكي از آبگيرهاي زيباي ديناركوه مي‌باشد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آتَش چیزی است که از سوختن پدید می‌آید و دارای زبانه و گرما و روشناست. کوچک‌ترین شکل آتش، شعله نام دارد.

آتش را در گذشته یکی از چهار آخشیج (عنصر) اصلی می‌دانستند. در ایران آتش را بسیار محترم می‌داشتند و از این رو زرتشتیان به آتش پرست شناخته شدند. به جز ایرانیان و زرتشتیان پیروان آیینهای دیگر هم کمابیش برای این عنصر ارزش قائلند، چنانکه پیروانی بودا آتش را هرگز با فوت کردن خاموش نمی‌کنند.

 

 

ریشه واژه آتش

آتش را در فارسی امروزین و در لهجه‌های گوناگون به ریختهای آتش، آتیش، آذیش، آذر، آگِر، آیِر و ... می‌گویند. در پهلوی آتش را آتَخش می‌گفتند. در زبان اوستایی این واژه برابر با آتَرش بوده‌است. همچنین آذر از آدور یا آتور پهلوی به ما رسیده‌است. آتیش که تلفظ عامیانه کنونی آتش است نیز در زبان پهلوی آدیشت یا آتیشت و پس تر در فارسی دری آذیش بوده‌ است.

 

 

آتش در اسطوره‌ها

آتش نزد ملتهای متمدن جهان باستان دارای ارج و احترام بسیار بوده‌است. در نزد هندوان پروردگار آتش اگنی نام داشت، یونانیان خدایگان آتش را هستیا Hestia و رومیان وستا Vesta و چینیان خدای آتش را تسئووانگ Tsao Wang می‌خواندند. ایزد آذر نیز در میان ایرانیان ستوده بود.

یهودیان به آتش توجهی ویژه دارند، زیرا که در باور ایشان ده فرمان با آتش فروفرستاده شد و یهوه خدای ایشان در کوه طور به مانند آتش به چشم موسی دیده شد. در تعبیر ایشان زبانه آتش زبان یهود ‌است.

 

 

آتش در دین زرتشت

ایرانیان به چهار آخشیج (عنصر) آب، باد، خاک و آتش توجه بسیار داشتند و آنها را می‌ستودند. در این میان آتش بیش از سه‌ دیگر این آخشیجها در میان ایرانیان جای داشت، از اینرو دیگر ملتها گمان برده‌اند که خدای اینان آتش است.

 

فردوسی در شاهنامه درباره باورندی ایرانیان باستان به آتش چنین می‌گوید:

نیا را همی بود آیین و کیش

پرستیدن ایزدی بود بیش

نگویی که آتش پرستان بُدند

پرستندهٔ پاک یزدان بُدند

بدان گَه بُدی آتش خوبرنگ

چو مر تازیان راست محراب سنگ

 

دقیقی درباره توجه به آتش می‌گوید:

برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زرتشت

بنشین و برافکن شکم قاقم برپُشت

بس کس که ز زرتشت بگردیده دگربار

ناچار کند سوی روی قبلهٔ زرتشت

من سرد نیایم که مرا زآتش هجران

آتشکده گشته‌است دل و دیده چو چرخُشت

گردست نهم بر دل از سوختن دل

انگِشت شود بی‌شک در دست من انگُشت

 

پانویس:

    • چرخُشت: ابزار آب انگورگیری
    • انگِشت: ذغال

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 9:50 توسط عارف مرادی |